گردآورد پزشکی روایی و روایت پزشکیمعرفی کتاب

معرفی کتاب «بیداری در آلاسکا»

کتاب «بیداری در آلاسکا»، گزیده‌ای از کتاب «بیداری‌ها[1]» اثر اولیور سکس[2]، پزشک متخصص مغز و اعصاب[3] است که در آن به بیماران مبتلا به بیماری خواب یا انسفالیت لتارژیک[4] و سرگذشت حیرت‌انگیز آن‌ها می‌پردازد. بخش دوم این کتاب، نمایشنامۀ «یک جور آلاسکا» است که هارولد پینتر[5]، نمایشنامه‌نویس انگلیسی برنده جایزه نوبل ادبیات، بر اساس کتاب «بیداری‌ها» نوشته است. این گزیده مقالات و نمایشنامه برای اولین بار و با نام «بیداری در آلاسکا» در ایران منتشر می‌شود.

«بیداری‌ها» و «بیداری در آلاسکا»

کتاب «بیداری‌ها»، مهم‌ترین اثر اولیور سکس، پزشک متخصص مغز و اعصاب است که به بیماران مبتلا به انسفالیت لتارژیک می‌پردازد. فیلمی نیز با همین نام بر اساس این کتاب ساخته ‌شده که با بازی درخشان رابرت دنیرو و رابین ویلیامز همراه بوده است و توجهات بسیاری را به خود جلب کرده، برنده و نامزد بسیاری از جوایز (ازجمله نامزد بهترین فیلم، بهترین بازیگر و بهترین فیلم‌نامۀ اقتباسی آکادمی اسکار) بوده است.

انسفالیت لتارژیک، بیماری‌ای بود که پس از جنگ جهانی اول اپیدمی و جهان‌گیر شد و بازماندگانش تا پایان عمر در خواب فرو رفتند. البته تعداد اندکی که شانس آن را داشتند که مورد آزمایش با داروی ال-دوپا قرار گیرند، برای دورۀ کوتاهی بیداری را تجربه کردند. بیداری در میانۀ سرمای بیماری‌شان: بیداری در آلاسکا.

بیماران مبتلا با علائم گوناگونی روبه­رو بودند و درنهایت، در خوابی طولانی فرورفتند و روزبه‌روز از تعدادشان کاسته شد و به آسایشگاه‌های شبانه‌روزی سپرده شدند و با آن‌ها همچون گیاهی که زندگی در او خفته است، رفتار می‌شد تا بالاخره با جادوی داروی ال-دوپا و کار بالینی اولیور سکس، بار دیگر برای مدتی کوتاه به زندگی بازگشتند و از این‌که چندین سال تا چند ده سال در خواب بودند، شگفت‌زده شدند.

کتاب بیداری‌ها با مجموعه مقالاتی به‌عنوان مقدمه آغاز و سپس به معرفی تک‌تک بیماران مبتلا به انسفالیت لتارژیک که اولیور سکس به ایشان داروی ال-دوپا داده، می‌پردازد. در مقالات ابتدای کتاب بیداری‌ها به خود بیماری خواب و ظهور غریبش، اپیدمی گسترده آن بعد از جنگ جهانی اول و دوم، علائم و نشانه‌های ابتدایی، سردرگمی‌ها و کشف نهایی پاتولوژیست مشهور، دکتر فون اکونومو پرداخته می‌شود. در مقالات انتهای کتاب نیز برخی دیگر از مسائل نظیر الکتروانسفالوگرافی این بیماران و تغییرات آن‌ها، داروی ال-دوپا و… بحث می‌شود. در این میان، فصول متعددی با عنوان اسامی بیماران وجود دارد که در آن اولیور سکس به معرفی ایشان، شرایطشان و بهبودشان می‌پردازد.

در کتاب «بیداری در آلاسکا»، تنها به مقالات مربوط به تاریخچه، ظهور، اپیدمی و علائم بیماری پرداخته‌ شده تا شَمای کلی ماجرا برای خوانندگان علاقه‌مند ترسیم شود. امید است که به‌زودی متن کامل کتاب «بیداری‌ها» که ارزشمندترین اثر اولیور سکس است، به فارسی ترجمه شود. لازم به ذکر است پیش‌ازاین، تنها کتاب[6] «مردی که زنش را با کلاه اشتباه گرفت[7] / بانوی بی‌بدن[8]» با دو ترجمه در ایران منتشر شده بودند.

اولیور سکس و روایت‌های پزشکی‌اش

اولیور سکس، پزشک متخصص مغز و اعصاب (نورولوژی) بریتانیایی است که هرچند شمار تأثیرهای آکادمیک و علمی او نیز کم نبوده است، اما در جهان از همه بیشتر با آثار روایی و داستانی‌اش از بیمارانش (و نه صرفاً بیماری آن‌ها!) شناخته می‌شود. هرچند آثار روایی پزشکی، پیش از او نیز سابقه داشته اند، اما اولیور سکس اهمیت‌های دیگری نیز دارد: روایت‌های او از بیماران، بیش از تلاشی برای پرداختن به ادبیات، تلاشی برای پرداختن به علم است که راهی جز روایت برای بیانش نیست. در جایی از کتابِ «مردی که زنش را با کلاه اشتباه گرفت»، او چنین می‌نویسد:

«گویی این سندروم‌ها برای متخصصان تمامی سطوح عصب‌شناسی تا حدی بیگانه بوده‌اند و باز باوجوداین، همان‌طور که لوریا اشاره می‌کند از بیش‌ترین اهمیت برخوردارند؛ آن‌قدر مهم که حتی ممکن است نوع جدیدی از علم عصب‌شناسی مثلاً علمی «شخصی» یا آن‌طور که لوریا دوست داشت آن را بنامد: علمی «رمانتیک» را بطلبد. زیرا پایه‌های فیزیکی پرسونا، یعنی خود، برای مطالعۀ ما آشکار خواهند شد. لوریا فکر می‌کرد این‌گونه علم را می‌توان به‌وسیلۀ داستان به بهترین شکل ممکن معرفی کرد.»

این مسئله خود متضمن ویژگی و اهمیت دیگری در کار اولیور سکس است: پیش از او، شاید اکثر روایت‌های پزشکی، به شکلی متضمن رمانتیسم غیرعلمی بود، ولیکن اولیور سکس روح علم را چنان زیبا و استوار به این روایت‌ها پیوند زده است که گویی از ابتدا جدایی این‌ها اشتباهی مهلک بوده است و همچون داماسیو که در کتاب خطای دکارت به جدایی‌ناپذیری عاطفه از عقل اشاره می‌کند، به جدایی‌ناپذیری روایت رمانتیک از علم اشاره می‌کند (و شاید بهترین شاهد از موفقیت او، میلیون‌ها مخاطب عام برای آثارش باشد). این‌که او متخصص مغز و اعصاب، یعنی حساس‌ترین وجه فیزیکی انسان، بوده است شاید بسیار به این درک عمیق فلسفی از ماهیت انسان کمک کرده و نهایتاً برای او لقبی را به ارمغان آورده باشد که حقیقتاً به نظر من شایسته است: عصب‌انسان‌شناس[9]

نمایشنامۀ «یک‌ جور آلاسکا[10]»

نمایشنامه «یک جور آلاسکا» سال‌ها پس از انتشار کتاب بیداری‌ها (که در سال 1973 منتشر شده بود) نوشته شده است. این نمایشنامه را هارولد پینتر که از بزرگ‌ترین و شناخته‌شده‌ترین نمایشنامه‌نویسان معاصر جهان است بر اساس و تحت تأثیر کتاب بیداری‌ها نوشته است و سپس آن را برای اولیور سکس نیز فرستاده است. اولیور سکس در مقدمۀ چاپ‌های بعدی کتاب بیداری‌ها به آن اشاره می‌کند: «امسال من نمایشنامه فوق‌العاده‌ای از هارولد پینتر دریافت کردم که بر اساس برداشتی از کتاب بیداری‌های من نوشته شده بود.» سکس اضافه می‌کند «این نمایشنامه در اکتبر به زیبایی در تئاتر ملی به نمایش در آمد. من و همۀ آن‌هایی که این نمایش را دیده‌اند، احساس عجیب حضور در لحظۀ حیرت‌انگیز بیداری از بیماری خواب را تجربه کرده‌ایم.»

این نمایشنامۀ کوتاه، سه شخصیت اصلی دارد. در ابتدای نمایش، زنی که بر تختی سفید دراز کشیده است، گویی برای اولین بار بعد از مدت‌ها بیدار می‌شود. او دبورا نام دارد و از شرایط خود بی‌خبر است. فرد دیگری که در کنار او قرار دارد، مردی میان‌سال با کت‌وشلوار مشکی است که خود را پزشک او معرفی می‌کند و هورنبی نام دارد. این دو وارد دیالوگی می‌شوند که کم‌کم این حقیقت را بر دبورا آشکار می‌کند که او برای چندین سال در خوابی بوده است که از 16 سالگی و بر اثر بیماری خواب به او تحمیل ‌شده بوده و در تمام این مدت، زندگی در کنار او در جریان بوده، اما او گویی در سرمای آلاسکایی یخ‌زده بوده است…

این نمایشنامه در انتهای کتاب «بیداری در آلاسکا» به انضمام قرار داده‌ شده است تا بار انسانی و تلخ بیماری را به تصویر بکشد.

در ابتدای کتاب بیداری در آلاسکا، مقدمۀ ارزشمندی از آقای دکتر عبدالرحمان نجل‌رحیم قرار دارد که با نگاهی عمیق، چیزی به اثر افزوده و مطالعۀ آن را برای مخاطب، دل‌نشین‌تر کرده‌ است. مقدمه، عنوان «فرصتی برای نورولوژی پدیدارشناختی» دارد و در پشت کتاب نیز قسمتی از آن قرار داده ‌شده است که حاکی از همین نگاه است: «آنچه در تجربیات پزشکی و نورولوژیک اولیور سکس مهم بود، نحوۀ مصرف دارو و درمان بیماران مبتلا به مرض خواب نبود، بلکه افزودن نگاه انسانی، پدیدارشناختی، هستی‌شناختی و به قول خودش استفاده از پزشکی اگزیستانس (وجودی) در برخورد و درمان با این بیماران بود.»

کتاب بیداری در آلاسکا، کتابی است که میان پزشکی و هنر ارتباط برقرار می‌کند؛ کتابی که میان علوم اعصاب و هنر ارتباط برقرار می‌کند. رویکردی انسانی به بیماری که هویت انسان را نشانه گرفته بود و اکنون ناپدید شده است، روایتی شگفت‌آور است که هرکسی را می‌تواند به نحوی به خود مشغول کند.

این کتاب توسط امیرحسین کریمی‌پناه و هادی کلانترمعتمدی، دانشجویان پزشکی دانشگاه علوم‌پزشکی ایران گزینش و ترجمه شده است. مقدمۀ آن توسط دکتر عبدالرحمان نجل‌رحیم نگاشته و اثر توسط نشر انسان به چاپ رسیده است و در اپلیکیشن کتاب‌خوان طاقچه نیز قابل دسترسی است.

جملاتی از کتاب

افرادی که دچار بیماری شدند ولی از حملۀ خواب­آلودگی/بی­خوابی شدید آن جان سالم به­ در بردند، اکثراً از بازگشت به زنده بودنِ[11] حقیقی خود، بازماندند. آنان هشیار و آگاه بودند، هرچند کاملاً بیدار نبودند؛ می‌توانستند بدون حرکت و بدون صحبت برای تمام روز در صندلی­هایشان بنشینند، در­حالی­که هیچ‌گونه انرژی، انگیزه، ابتکار عمل، حرکت، اشتها، علاقه یا آرزویی نداشتند. آنان آن چیزی که برایشان رخ می­داد را بدون توجهِ فعال و با­ بی­تفاوتی کامل، ثبت می­کردند. آنان احساس زنده‌بودن را نه درک می­کردند و نه به همراه داشتند؛ آنان شبح‌وار و چون زامبی منفعل بودند و چنین بود که فون اکونومو آنان را با آتش‌فشان‌های خاموش قیاس می‌کرد. چنین بیمارانی در زبان عصب­شناسی، اختلال­‌های منفی[12] را نشان می­دادند که درواقع همان نداشتن هیچ­گونه رفتاری بود. آنان از منظر هستی­شناختی مرده بودند، تعلیق شده بودند یا خوابیده بودند. در انتظار بیداری، بیداری‌ای که پنجاه سال بعد -هرچند برای کسر کوچکی از آنان که زنده مانده بودند- رخ داد!


[1] Awakenings

[2] Oliver Sacks

[3] Neurologist

[4] Encephalitis Lethargic

[5] Harold Pinter

[6] The Man Who mistook his wife for a hat

[7] نشر نو

[8] نشر قطره

[9] NeuroAnthropology

[10] A Kind of Alaska

[11] Aliveness

[12] Negative disorder

امیرحسین کریمی‌پناه

دانشجوی پزشکی دانشگاه علوم پزشکی ایران

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا