دگرگونی پوشش پزشکان از سالهای ابتدایی پیدایش امر پزشکی، مورد توجه نویسنده و تمرکز اصلی نوشتار است. همانطور که میخوانیم در ابتدای امر، پوشش سیاه پزشکان منعکسکنندۀ رابطۀ رسمی و جدی پزشک و بیمار محسوب میشد؛ درحالیکه با گذر زمان، رنگ سفید به علت پاکی و خلوصی که در بطن آن نهفته بود به عنوان نمادی از طب انتخاب شد و هماکنون روپوش سفید، ردای شفقت و نمادی از مراقبت و امیدی است که بیمار از پزشک خود انتظار دارد.

بیش از صدسال است که روپوش سفید به عنوان نماد برجستۀ پزشکان استفاده شدهاست. اولین خاطرهٔ یک کودک از پزشک، شخصی در روپوش سفید است و بیماران انتظار دارند در مطبها، بیمارستانها و کلینیکها توسط فردی سفیدپوش درمان شوند. تقریباً در هر دانشکدهٔ پزشکی اولین اقدام نمادین، جشن روپوش سفید است که از دکتر آرنولد گلد[1] سرچشمه میگیرد. این مراسم، جشنی برای پوشیدن تشریفاتیِ روپوش سفید است که برای پزشکان جوانی برگزار میشود که در آینده میخواهند به طبابت بپردازند؛ بنابراین ممکن است تعجب کنید اگر بفهمید قبل از اواخر قرن ۱۹ پزشکان سفید نمیپوشیدند، بلکه سیهپوش بودند.
البته امروزه تمامی پزشکان سفید نمیپوشند؛ متخصصین اطفال و روانپزشکان از این امر اجتناب میکنند و البته تمامی جوامع نیز از پزشکان خود چنین انتظاری ندارند. بیماران در انگلیس و آلمان از پزشکان خود انتظار روپوش سفید ندارند درحالیکه در سوئد و فنلاند و نروژ اینگونه نیست. مطالعات نشان میدهد بیماران کمسنوسالتر ترجیح میدهند پزشک سفیدپوش نباشد در حالی که افراد مسنتر انتظاری بالعکس دارند.
علت تفاوت انتظارات از پزشکان درخصوص استفاده یا عدم استفاده از روپوش سفید چیست؟ و چگونه روپوش سفید در همان ابتدای کار نمایانگر پزشکان شد؟
لغت Candor از لغت لاتین Candidus به معنای سفید اقتباس شدهاست. در حقیقت پایه و اساس تمامی جوامع حرفهای خلوص[2] است. لغت کاندیدا از این حقیقت ناشی میشود که رومیهای متقاضی پستهای دولتی، جبههای سفید میپوشیدند. تصویرِ عدالت طی هزارهها، مجسمۀ نقاشی فردی بوده که ردایی سفید بر تن دارد که البته مخالف آن شر یا مرگ است که با سیاه به تصویر کشیده میشود.
پزشکان تا اواخر قرن ۱۹ لباسهای سیاه میپوشیدند و در نقاشیها با جامۀ سیاه به تصویر کشیده میشدند. لباس سیاه، همانطور که امروزه نیز چنین است، لباس رسمی محسوب میشد (نظیر تاکسیدو). در نتیجه تا حدود سال ۱۹۰۰ پزشکان برای ارتباط با بیماران که یک ملاقات جدی و رسمی محسوب میشد، سیاه برتن میکردند. روحانیون نیز سیاه میپوشیدند که نمایانگر ماهیت جدی نقش آنها در برخورد با افراد ساکن کلیسا بود. یک احتمال دیگر برای علت سیاهپوش بودن پزشکان میتواند به این مرتبط باشد که تا اواخر قرن ۱۹ جستوجوی مشاورۀ پزشکی معمولاً آخرین چاره و غالباً پیشدرآمد مرگ محسوب میشد. در واقع تا آن زمان تقریباً پزشکی شامل معالجههای بیارزش و حقهبازیهای فراوان بود. توماس ایکنز چیزی را خلق کرد که یکی از بزرگترین نقاشیهای آمریکا درسال ۱۸۷۵ با عنوان کلینیک گراس بود. آن نقاشی یک صحنه از آمفیتئاتر کالج پزشکی جفرسون در فیلادلفیا را به تصویر میکشید که دکتر ساموئل گراس و دستیارانش که همگی لباس رسمی مشکی پوشیده بودند در حال انجام جراحی روی پای یک مرد جوان بودند.

در همان زمان ایدۀ ضدعفونی در اروپا در حال پایهگذاری بود. به کمک جوزف لیستر بود که پزشکی واقعاً از درمانهای خانگی و کلاهبرداری به سمت حیطۀ علوم زیستی حرکت کرد. برای اولین بار، نتایج قابل تکرار به پژوهشگران کمک کرد تا بهتر بفهمند چگونه از آلودگی باکتریال جلوگیری کنند.
نکتۀ قابلتوجه این است که این پیشرفت در محل تئاتر جراحی Eakins در سال ۱۸۸۹ شاهکاری با عنوان کلینیک آگنو از دانشگاه پنسیلوانیا ثبت شدهاست. دراین نقاشی میتوان دکتر دی هایس و دستیارانش را که روپوش سفید پوشیدهاند مشاهده کرد که حس جدیدی از پاکیزگی در محیط را تلقین میکند. بیمار در ملحفههای سفیدی پیچیده شده و پرستار هم کلاه سفیدی دارد. همچنین در سال ۱۸۸۹ عکسی از آرشیو بیمارستان عمومی ماساچوست جراحان را با کتهای سفید آستین کوتاه روی لباسهای معمول خودشان نشان میدهد.

مدت کوتاهی پس از نقاشی اگنو، گزارش فلکسنر (1910) منجر به بسته شدن تعداد زیادی از مراکز آموزش پزشکی مرزی و تغییر آموزش پزشکی حول علوم آزمایشگاهی شد. همراه با کتاب مرجع پزشکی ویلیام اوسلر در سال ۱۸۹۲ و مشاهدات والتر ریدز از گسترش مالاریا به وسیلۀ پشهها در طی دوران ساخت کانال پاناما، اهمیت پاکیزگی و ضدعفونیکنندهها به عنوان هستهٔ اصلی علوم پزشکی ثابت شد.
در اواخر قرن ۱۹ و اوایل قرن ۲۰، زمانی که پزشکی به عنوان تشکیلات کاملاً علمی شناخته شد، سفیدی یا خلوص پزشکی در لباس پزشکان و به طرز جالبتوجهی پرستاران، منعکس شد. تا آن زمان بیشتر راهبهها با لباسهای سیاه خود نقش پرستار را خصوصاً در نوانخانهها ایفا میکردند و در اوایل قرن نوزدهم، لباس سیاه پرستاران مذهبی تبدیل به سفید شد. درواقع تا به امروز پرستاران در انگلستان به دلیل پیشینۀ مذهبیشان خواهران خوانده میشوند. جامعۀ ما [در آمریکا م.] این نماد سفیدی و پاکی را به محراب ازدواج انتقال داده که در آن عروسها بهطور سنتی به عنوان نماد پاکدامنی سفید میپوشند.
روپوش سفید در قرن بیستم میلادی به عنوان نمادی از اقتدار و احترام پزشکی بیشازپیش تداوم داشت تا رابطۀ پزشک و بیمار را به عنوان یک مواجهۀ نفعرسانی تثبیت کند. احتمالاً بزرگترین پیشرفت علوم پزشکی با ظهور آنتیبیوتیکها در قرن ۲۰ در اواخر جنگ جهانی دوم اتفاق افتاد و رویای لرد لیستر مبنی بر این که میتوان بر باکتریها غلبه کرد را تحقق میبخشید. برای اولین بار بود که پنومونی، آپاندیسیت، یک تاول عفونی یا دندان درد، دیگر حکم مرگ افراد نبود.
به تصویر کشیدن یک پزشک با روپوش سفید، بیش از کیف سیاه یا گوشی پزشکی، نماد طب و طبابت است، اما تصویر این روپوش سفید گاهی چنان موجب اضطراب میشود که متخصصین اطفال و روانپزشکان برای کاهش اضطراب بیماران خود، آن را بر تن نمیکنند. واژۀ نشانگان روپوش سفید برای توصیف فشار خون بالای غیراختصاصی که به علت اضطراب بیمار هنگام دیدن پزشک در روپوش سفید ایجاد میشود، استفاده میشود. درحالحاضر بسیاری از بیماران به روپوش سفید به عنوان «ردای شفقت» و نمادی از مراقبت و امیدی که انتظار دارند از پزشکان خود دریافت کنند، نگاه میکنند. متقابلاً دانشجویانی که تحصیلات خود را در دانشکدۀ پزشکی آغاز میکنند و تحصیلات و نقش خود را به عنوان پزشکان آینده میبینند آرزومندند که لیاقت روپوش سفید بلند را داشته باشند. دانشکدۀ پزشکی باید ابزارهای علمی و بالینی جهت تبدیل شدن به یک پزشک را در اختیار دانشجویان قرار دهد. روپوش سفید نماد بخش مهم دیگری در آموزش پزشکی دانشجویان است: معیاری از حرفهای بودن و مراقبت و نشان اعتمادی که آنها باید از بیماران کسب کنند. جشن روپوش سفید همانگونه که دکتر گلد پیش بینی کردهبود، با اهدای این نماد قدرتمند شفقت و افتخار به کسانی که طبابت خود را آغاز میکنند، خوشامد میگوید. همچنین این روپوش سفید معیاری است برای ارزیابی هر نوع مراقبت از بیمارانی که به آنها اعتماد میکنند.
[1] Arnold P. Gold, MD
[2] Candor
- ویراستار نگارشی
