زی‌درنگ‌گردآورد فلسفۀ پزشکی

ایدئولوژی و فرسودگی

نوشتاری اختصاصی برای «زی» به قلم یک پزشک متخصص داخلی از اسپانیا

این نوشتار توسط دکتر Antoni Truyols (متخصص داخلی، بیمارستان جنرال مایورکا)
و به‌صورت اختصاصی برای «زی»
نوشته شده است.

Antoni Truyols

معرفی نویسنده:

Doctor of Medicine (Autonomous University of Barcelona)

Specialist in Internal Medicine (General
(Hospital of Mallorca

مقدمۀ مترجم: نویسنده در این نوشتار برآن است تا با بررسی زیربنای اقتصادی جامعه به معنای فرسودگی در جهان مدرن و شرایط ایجاد آن بپردازد. ازآنجا که سیستم بهداشت و درمان بخشی از سیستم کلی جامعه و عمیقاً تأثیرپذیر از سیستم اقتصادی آن است از این رهگذار می‌توان از چشم‌اندازی وسیع‌تر به فرسودگی شغلی در حرفه‌مندان سلامت نگریست.


عکسی با موضوع بررسی تاثیر نظام‌ سرمایه‌داری و نژادپرستی روی یکدیگر
این عکس با الهام از سخنرانی پرفسور «Darrick Hamilton» است. او در این سخنرانی موضوعاتی مثل نئولیبرالیسم و کاپیتالیسم را بیان می‌کند و به بررسی تأثیرات هرکدام بر روی شکاف طبقانی حاکم بر جامعه می‌پردازد.

نشانگان فرسودگی می‌تواند به‌واسطۀ موقعیت‌های متعدد و پیچیده بسته به هر کارمند یا سازماندهی کاری، ایجاد شود. ازآنجاکه پرداختن به تمام متغیرهای مرتبط با فرسودگی هدفی بلندپروازانه و دیریاب است، من تنها قصد دارم درمورد چگونگی به وجود آمدن چنین موقعیتی تأمل کنم. فلاسفه نظریه‌های متعددی را در این باب بسط داده‌اند که تحلیل آن‌ها از محدودۀ این نوشتار خارج است. به همین دلیل من تنها بر نظریات فوکو، فیلسوف فرانسوی و چول هان[1] فیلسوف کره‌ای تمرکز خواهم کرد.

چول هان، بر اساس آثار میشل فوکو، جورجیو آگامبن و والتر بنیامین، مواردی مانند بیماری‌های قرن 21، بازتاب شبکه‌های اجتماعی بر فرد و اثر پنهان و موثر مکانیسم ظالمانۀ کاپیتالیسم نئولیبرال را تحلیل می‌کند. میشل فوکو عمدتاً با مطالعات انتقادی خود در باب نهادهای اجتماعی، که منجر به تشکیک در امکان تغییر جهان شد، شناخته می‌شود.

بیشترِ فلاسفه، فرسودگی را با نظر به نیروهای مختلفی که قادرند بر آن مؤثر واقع شوند، تحلیل می‌کنند. اصطلاح قدرت انضباطی[2]، که قدرت اجرایی جهت سرکوب و تحریم زیردستان به علت قصور یا عدم انجام متناسب اعمال تعریف می‌شود، در آثار فوکو به‌مثابۀ قدرتی ظاهر می‌شود که نمی‌توان آن را برانداخت. بااین‌حال رسالت روشنفکر این است که مکانیسم تعدی و ظلم در نهادهای مدرن مانند پزشکی، روان‌پزشکی، علوم انسانی مدرن، سیستم زندان‌ها و همچنین برابری جنسیتی به‌مثابۀ تاریخ جنسیت انسانی را توصیف کند.

انضباط بخشیدن به افراد مستقر در درون نهادها، در عین ناکامی در همراه کردن و دخالت دادن آنان در ضرب‌آهنگ شیوه‌های تولید و جامعه‌پذیری، به نقطۀ نفوذ کامل بر آگاهی و بدن‌های افراد یعنی نقطۀ برخورد و سازماندهی آن‌ها در تمامیت فعالیتشان نمی‌رسد. در این صورت قدرت به‌صورت نوعی کنترل که تا عمق آگاهی و بدن‌های افراد جامعه و همزمان در سرتاسر تمامیت روابط اجتماعی گسترش می‌یابد، ابراز می‌شود.

مهم‌تر از همه، قدرت ثبات‌بخش انضباط و جامعۀ صنعتی، سرکوب‌کننده بود. صاحبان کارخانه‌ها دَدمنشانه کارگران صنعتی را سرکوب می‌کردند که این امر منجر به اعتراض و مقاومت کارگران می‌شد. در این سیستم سرکوبگر، فشار و عوامل آن قابل رؤیت هستند. یک مخالف ملموس و محرز وجود دارد، یعنی دشمنی آشکار که مقاومت علیه او معنا می‌یابد.

به گفتۀ چول هان، ما از جامعۀ انضباطی عبور کرده و به جامعۀ عملکردی[3] رسیده‌ایم؛ جایی که یک فرد نسبت به خودش دژخیم و ظالم است. به عقیدۀ وی، بیماری‌های قرن 21ام، فرسودگی یا نشانگان استرس، اختلال دوقطبی، اختلال شخصیت مرزی و افسردگی هستند.

سیستم سلطۀ نئولیبرال فعلی ساختار کاملاً متفاوتی دارد. قدرت تثبیت‌کنندۀ سیستم دیگر نه سرکوبگر، بلکه اغواگر، مسحورکننده و نامرئی است. دیگر به‌آسانی نمی‌توان یک مخالف آشکار، یعنی دشمنی را که آزادی را پایمال می‌کند و مقاومت علیه او امکان‌پذیر است، تشخیص داد. نئولیبرالیسم، کارگرِ تحت ظلم را به یک کارآفرین، یعنی کسی که کارفرمای خودش است، تبدیل می‌کند. امروزه هر شخص کارگری است که در شرکت خودش، خود را استثمار می‌کند. برده و ارباب همزمان و هر دو در هیئت یک شخص ظاهر می‌شوند. مبارزۀ طبقاتی نیز به یک منازعۀ درونی علیه خود تبدیل شده، فرد از سرزنش خویش باز مانده و خجالت زده است. در این حالت، شما دیگر نه جامعه، بلکه خودتان را زیر سؤال می‌برید.

نئولیبرالیسم با حضور همه‌جانبه و فراگیر در رسانه، تبلیغات، مدرسه، محل کار و خانواده، همۀ افراد را تحت فشار قرار می‌دهد تا تحت گفتمان بازار آزاد، به‌طور مؤثر به خواسته‌ها، طرح‌ها و آرمان‌هایشان جامۀ عمل بپوشانند. در گفتمان شایستگی[4]، که همان گفتمان کارآفرینی است، به ما آموخته شده فکر کنیم که هر کدام از ما قادر به محقق کردن رؤیاهایمان هستیم: همه‌چیز ممکن است، اگر به‌اندازۀ کافی تلاش کنیم!

این نوع جامعه که به سمت عملکرد مطلق و تمام‌عیار[5] گرایش دارد، شرایطی را به وجود می‌آورد که در آن شایع‌ترین بیماری در بین جوانان طبقۀ متوسط و کارگران، افسردگی و احساس شکست و خستگی مزمن از رسیدن به اهداف است که از اعمال فشار دائمی در بین کارگران مزدبگیر و دانشجویان و دانش‌آموزان برای گرفتن نمره نشئت می‌گیرد. برخلاف آنچه در جامعۀ انضباطی اتفاق می‌افتد، احساس شکست و افسردگی از درون خود شخص نشئت می‌گیرد و ظلم و فشار از جانب خود او، و نه از بیرون، اعمال می‌شود.

«در جامعۀ التزام[6]، هر شخص حوزۀ کار اجباری‌اش را همراه خود حمل می‌کند. به‌علاوه، شما هم زندانی و هم زندانبان هستید؛ همزمان یک قربانی و یک دژخیم. بنابراین هر کسی از خودش بهره‌کشی می‌کند، استثمار بدون دخالت سلطه» (چول هان، 2012: 48)

مورد نمادین Xu Lizhi، شاعری از طبقۀ کارگر که برای شرکت اپل کار می‌کرد، تظاهر و خلاصۀ نسلی است که در جریان کاپیتالیسم به بیگانگی دچار شده است. در شرکت اپل با حدود 8000 کارگر، حداقل ده‌ها نفر بعد از دورۀ طولانی ابتلا به افسردگی، اقدام به خودکشی کرده‌اند. شاعر 24ساله این وضعیت را این‌گونه توصیف کرده است: «کارگاه، خط تولید، ماشین، کارت زمان ورود و خروج، اضافه‌کاری، دستمزد/ آن‌ها به من آموخته‌اند مطیع و فرمانبردار باشم/ نمی‌دانم چطور فریاد بزنم یا شورش کنم/ چطور شکایت یا متهم کنم/ تنها می‌دانم چطور رنج فرسودگی را در سکوت تحمل کنم.»

در غرب، در بحران سال 2008 مدیران از طریق افزایش سطح بهره‌کشی، استخراج ارزش اضافی[7] از طبقۀ کارگر را بالا بردند. تضعیف حضور اتحادیه‌ها و مذاکرات جمعی بین کارگر و کارفرما درمورد شرایط کاری، افزایش ساعات کاری، کاهش دستمزد، ناپدید شدن حق بازنشستگی و عدم ثبات در شرایط کاری، راه‌های افزایش ارزش اضافی در نظام نئولیبرال است. بیماریِ توصیف‌شده توسط چول هان، در میان حقوق‌بگیران قدرت و شدت بیشتری پیدا می‌کند؛ بهره‌کشی در شرکت‌ها این پدیدۀ نامعمول را موجب می‌شود که ما را مجبور می‌کند تا جامعه‌ای کاملاً متفاوت را تصور کنیم.

استقرار یک سیستم جدید نیازمند قدرتی است که اغلب از طریق خشونت اعمال می‌شود، اما این قدرت مشابه قدرتی که سیستم را از درون ثبات می‌بخشد نیست. مشهور است که مارگارت تاچر با جوامع، به‌مثابۀ «دشمنی از درون» رفتار می‌کرد و به‌شدت با آن‌ها مبارزه می‌نمود. مداخلات خشونت‌آمیز برای اعمال سلطۀ نئولیبرال هیچ‌گونه ارتباطی به قدرت ثبات‌بخش سیستم ندارد.

درک تفاوت، مابین قدرتی که تحمیل می‌کند و قدرتی که ثبات می‌بخشد، حائز اهمیت است. قدرت ثبات‌بخش امروزه صورتی دوستانه و هوشمند به خود گرفته است و در نتیجه نامرئی و رسوخ‌ناپذیر شده است. سوژه حتی از انقیاد خود آگاه نیست؛ او تصور می‌کند آزاد است. این تکنیک سلطه، مقاومت را به شیوه‌ای بسیار مؤثر خنثی می‌کند. سلطه‌ای که به آزادی حمله‌ور می‌شود و آن را به بند می‌کشد، پایدار نخواهد بود. به همین علت است که رژیم نئولیبرال از ثبات زیادی برخوردار است؛ زیرا خود را در برابر هرگونه مقاومت ایمن و مصون می‌سازد؛ چرا که از آزادی بهره می‌برد، نه اینکه آن را به انقیاد درآورد. تعدی به آزادی بلافاصله منجر به ایجاد مقاومت می‌شود. از سوی دیگر این مورد در بهره‌کشی همراه با آزادی فرضی صدق نمی‌کند. پس از بحران آسیا، کرۀ جنوبی فلج شده بود. صندوق بین‌المللی پول وارد بازی شد و به کره‌ای ها اعتبار و پشتوانۀ مالی داد. برای این کار دولت نوعی دستور کار لیبرال را همراه با خشونت علیه معترضین اعمال کرد. امروزه به‌سختی می‌توان شکلی از مقاومت را در کرۀ جنوبی یافت، برعکس نوعی سرسپردگی و رضایت عمومی غالب است، همراه با افسردگی و نشانگان فرسودگی. امروزه کرۀ جنوبی بالاترین آمار خودکشی در جهان را به خود اختصاص داده است. این امر نشان می‌دهد شما به‌جای تلاش برای تغییر جامعه، خشونت را علیه خودتان به کار می‌برید. خشونت برون‌گرا که ممکن است منجر به انقلاب شود، به خودزنی تبدیل می‌گردد.

درمورد کمونیسم امروزی چطور؟ جرمی ریفکین[8] در آخرین کتاب خود [9]The Society of Zero Marginal Cost تصدیق می‌کند که این اشتباه است که تصور کنیم اقتصاد اشتراکی، با گرایش به جامعه که در آن اشتراک‌گذاری ارزش بیشتری نسبت به مالکیت دارد، نویدبخش پایان کاپیتالیسم است و برای جامعۀ جهانی راه می‌گشاید. کاملاً برعکس؛ اقتصاد اشتراکی نهایتاً منجر به تجاری‌سازی مطلق زندگی می‌شود. کسی که پول ندارد، به‌ اشتراک‌گذاری نیز دسترسی نخواهد داشت. Airbnb، یک بازار عمومی که هر خانه را به یک هتل تبدیل می‌کند، حتی مهمان‌نوازی را به عملی سودآور تبدیل کرده است. عملی کردن ایدئولوژی جامعه یا کومون[10] در مشارکت باهم منجر به کاپیتالیسم مطلق جامعه می‌شود. مهربانی فداکارانه دیگر ممکن نیست. همچنین مهربانی در جامعه‌ای که به‌صورت دوطرفه به چیزها ارزش می‌دهد و ارزیابی می‌کند، تبدیل به جزئی از بازار شده است. به‌طور متناقضی در این اشتراک‌گذاری زیبا، هیچ‌کس داوطلبانه چیزی را اهدا نمی‌کند. زمانی که کمونیسم مانند یک کالا فروخته شود، کاپیتالیسم به اوج خود می‌رسد.

Pyramid of Capitalist System
An example of socialist critique of capitalism and of social stratification

ویژگی‌ای که فلسفه را از رشته‌های دیگر متمایز می‌کند، فقدان قاطعیت است. ازاین‌رو این نوشتار، همانند همه‌چیز در فلسفه، قابل‌مذاکره و تکذیب‌پذیر است. کارل پوپر یک فیزیک‌دان آموزش‌دیده و یک فیلسوف حرفه‌ای بود. وی اظهار می‌کند: «همان لحظه که تعریفی نهایی از یک تئوری ارائه می‌دهیم، درمی‌یابیم که می‌توانیم بپرسیم چرا؟ پرسیدن در جست‌وجوی چرایی هرگز به یک جواب نهایی نمی‌رسد.» دست‌درازی فروکاست‌گرایی، که دانش را تقسیم و بخش‌بندی می‌کند، همواره توسط این «چرا» تهدید می‌شود. دلایل مهمی برای تفکر در باب ضرورت تغییر جهان وجود دارد. در جهانی که افسردگی و احساس شکست را ایجاد می‌کند، لازم است که برای جهانی کاملاً متفاوت مبارزه کنیم. برای جهانی که «از هرکس به‌اندازۀ توانایی‌اش، به هرکس به اندازۀ نیازش[11]…»


[1] دو کتاب The Burnout Society و The Transparency Society که در فهرست منابع این متن ذکر شده در یک مجلد تحت عنوان جامعۀ فرسودگی – جامعۀ شفافیت توسط محمد معماریان ترجمه و توسط نشر ترجمان به طبع رسیده است.

[2] disciplinary power

[3] society of performance

[4] discourse of merit

[5] absolute performance

[6] society of obligation

[7]  معادل surplus value مفهومی در اقتصاد مارکسیستی به معنای فزونی ارزش کالای تولیدشده بر مزد کارگر که با ارزش افزوده یا addative value  متفاوت است.

[8] Jeremy Rifkin

[9] این کتاب تحت عنوان «هزینۀ نهایی صفر» توسط سعید برزگر ترجمه شده و توسط نشر «آموخته» به طبع رسیده است. خلاصۀ این کتاب در قسمت 53 پادکست BPLUS ارائه شده است.

[10] Commune یا زندگی اشتراکی اولیه که توسط مارکس توصیف شده است.

[11] یک شعار سوسیالیستی که کارل مارکس در نقد برنامۀ گوتا آن را به کار برده ‌است. هرچند این شعار به اشکال گوناگون در قرن‌های قبل از وی نیز به کار می‌رفت و بدان معناست که در یک جامعۀ کومونیستی شخص به‌اندازۀ توانایی‌اش کار  خواهد کرد و به‌اندازۀ نیازی که دارد از منابع جامعه سهم خواهد برد.
به نظر می‌رسد در این نوشتار منظور نویسنده نه یک جامعۀ کومونیستی، بلکه جامعه‌ای آرمانی‌ست که استثمار و سلطه در آن جایی ندارد.


  • منابع:
  • Psychopolitics: Neoliberalism and New Technologies of Powernby Byung-Chul Han,2014
  • The Transparency Society Byung-Chul Han 2015
  • 1969  The archeology of knowledge by Michel Foucault   
  • Twenty years and later  Conversations with Michel Foucault.  By Thierry Voeltzel
  • Frontera norte vol.13 no.26 México jul./sep. 2001  La corrosión del carácter. Las consecuencias personales del trabajo en el nuevo capitalisme .  Richard Sennett. Barcelona, Anagrama (Colección Argumentos), 2000 . Miguel Ángel Vite Perez*
  • Documentary film
    “The Society of Tiredness – Byung-Chul Han in Seoul / Berlin”. (2015)
    Documentary shot by visual artist Isabella Gresser

  • ویراستار نگارشی:
  • صبا میری کرمانشاهی

    دبیر گردآورد فلسفۀ پزشکی ||| دانشجوی پزشکی دانشگاه علوم پزشکی کرمانشاه | دارندۀ مدال نقرۀ انفرادی سال 1400 و نقره و برنز بخش گروهی المپیاد علوم انسانی سلامت در سال 1398 و 1400

    از همین نویسنده/مترجم بخوانید

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    دکمه بازگشت به بالا