پاراگرافگردآورد اخلاق زیست‌پزشکی

تخصیص منابع مراقبت سلامت

عدالت اجتماعی در پزشکی | از کتاب مبانی اخلاق زیستی نوشتۀ Robert M. Veatch و Laura Guidry Grimes

حوزه‌ای از اخلاق زیستی که چشمگیرترین سؤالات را دربارۀ اخلاق اجتماعی مطرح می‌کند، حوزۀ تخصیص منابع مراقبت سلامت است. آن‌ هم در دورانی که هزینه‌های مراقبت سلامت، مراقبت‌های مدیریت‌شده و بودجه‌های جهانی برای مراقبت سلامت رو به افزایش‌اند. مناقشه‌برانگیزترین موضوع اخلاقی، این است که منابع کمیاب چگونه باید تخصیص داده شوند.

تقاضای خدمات مراقبت سلامت

در ایالات‌متحدۀ آمریکا در سال 2016، ما حدود 3.3 هزار میلیارد دلار در حوزۀ مراقبت سلامت هزینه کردیم. این رقم، بیش از 10 هزار و 348 دلار به ازای هر شخص است و 17.9 درصد از تولید ناخالص ملی را شامل می‌شود. علی‌رغم این واقعیت که این رقم نسبت به کشورهای قابل‌مقایسه، دو برابر متوسط است و از بالاترین کشور بعدی (سوئیس) 27.7 درصد بیشتر است (سایر و کاکس، 2008)، سلامت آمریکایی‌ها هم‌اکنون در وضعیت اسفباری قرار دارد. آمریکا در رتبۀ چهل‌وسوم جهان در شاخص امید به زندگی در هنگام تولد و رتبۀ پنجاه‌وششم در شاخص مرگ‌ومیر نوزادان قرار دارد. آنچه بر آن تأکید نشده، این است که بازگو کردن دائم شاخص‌های اجتماعی تجمعی مانند امید به زندگی و مرگ‌ومیر نوزادان، این معنای ضمنی را به ذهن متبادر می‌سازد که هدف مشروع ازنظر اخلاقی، بیشینه‌سازی سلامت تجمعی است. در سال 2009، بیش از 50 میلیون آمریکایی هیچ بیمۀ سلامتی نداشتند. (دوناواس-والت و دیگران، 2010، ص 23). تا سال 2016 و با شروع اثرگذاری قانون مراقبت مقرون‌به‌صرفه (ACA)، این عدد به 28 میلیون کاهش یافت (بارنت و برچیک، 2017)؛ اما در سال 2017، هنگامی ‌که دولت ترامپ دسترسی به این تسهیلات را سخت‌تر کرد، 3.2 میلیون نفر بر این تعداد افزوده شد (بامپ، 2018). افراد، دیگر تنها در بخشی از سال تحت پوشش بیمه بودند یا به صورتی اسفبار بیمه‌ای ناکافی داشتند. بر اساس درآمد، آموزش و نژاد، تفاوت‌هایی وحشتناک در سلامت وجود دارد و همچنین تفاوت‌های بین‌المللی هنگفتی نیز برقرار است.

اجتناب‌پذیری جیره‌بندی

برخی افراد چنین استدلال می‌کنند که ما نیازی به جیره‌بندی مراقبت سلامت نداریم. طبق این استدلال، اگر ما منابع را از هزینه‌کردهای نابخردانه درجاهای دیگر (مانند وزارت دفاع، سفرهای تفریحی و پرهزینه برای اعضای مجلس، یارانۀ تنباکو، ساخت بزرگراه و نظایر آن) به سمت مراقبت سلامت هدایت کنیم، منابع کافی برای مراقبت سلامت در دسترس خواهد بود. هنگامی‌ که با افرادی خارج از حوزۀ سیاست‌گذاری مراقبت سلامت تعامل داریم، این استدلال ممکن است استدلال خوبی باشد؛ اما هنوز واقع‌گرایانه نیست! هزینۀ انجام هر اقدام پزشکی که مایل به انجام آن هستیم، برای هرکسی که خواستار دریافت آن است، فراتر از تولید ناخالص ملی خواهد رفت و این امر هنوز بدون در نظر گرفتن وظایفمان در خصوص ساکنین مناطق فقیرتر جهان است. پس جیره‌بندی امری اجتناب‌ناپذیر است. همواره نیاز به خدمات مراقبت سلامت (که برخی از آن‌ها تنها به‌گونه‌ای حاشیه‌ای مفیدند) بیش از منابعی است که برای آن وجود دارد. در چنین جهانی، جیره‌بندی ازنظر اخلاقی ضروری است. حتی اگر تشخیص دهیم که منابع کافی جهت تأمین حداقل قابل‌قبول برای هر فرد (و سپس بیشتر از آن) وجود دارد، هر برنامۀ سلامت باید برخی خدمات را -نه‌تنها درمان‌های لوکس و بی‌استفاده، بلکه آزمایش‌ها و رویه‌های درمانی با سود کمتر برای برخی بیمارانی که نیازهایی با اولویت بالاتری دارند- حذف کند.

فاطمه صابردوست

دانشجوی پزشکی دانشگاه علوم پزشکی ایران

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا