گردآورد تاریخ پزشکی

البسه و سلسله‌مراتب پزشکی

رنگ‌ها چگونه شکاف پزشک و پرستار را بیشتر می‌کنند؟

با وجود اینکه حرفه‌مندان مراقبت سلامت بر تمامی حواس پنج‌گانۀ‌ خود (البته با در نظر گرفتن چشایی) تکیه می‌کنند تا با بیمار ارتباط برقرار کنند و به جمع‌آوری اطلاعات بپردازند، بینایی جایگاه ویژه‌ای در میان این حواس پنج‌گانه دارد. ارائه‌دهندگان مراقبت در تمامی سطوح و طیف‌های مختلف اَعمال پزشکی، بر حس بینایی خود تکیه می‌کنند تا علاوه‌بر مراقبت از بیماران «مراقبت» تحت نظر داشتن آن‌ها بتوانند با فناوری و همکاران خود ارتباط برقرار کنند. به دلیل رشد کلینیک‌ها و بیمارستان‌ها و تبدیل شدن تیم‌های درمانی از گروه‌های کوچک و حتی یک‌نفره‌ به شبکه‌های بزرگ با ارائه‌دهندگان فراوان، احتمال اینکه پزشکان، پرستاران و سایر اعضای کادر درمان یک‌دیگر را نشناسند، بیشتر شده است. به همین دلیل بسیاری از بیمارستان‌ها و نظام‌های مراقبت سلامت، یونیفرم‌هایی را تعیین می‌کنند تا بتوان کارکنان را به‌صورت بصری از یک‌دیگر تمییز داد؛ مثلاً رنگ اسکراب یک فرد، ممکن است مشخص کند او پرستار است یا تکنسین تصویربرداری.

چنین تمایز‌هایی ابداعات کاملاٌ جدیدی نیستند. پزشکان از قرن نوزدهم با روپوش سفید بلند‌شان شناخته می‌شده‌اند؛ یعنی از زمانی که چنین جامه‌ای توسط حرفۀ پزشکی اتخاذ شد تا هماهنگ با پارادایم پزشک به‌مثابۀ دانشمند علوم تجربی[1] باشد. تصادفی نیست که مراسمی که معمولاً به مناسبت آغاز آموزش بالینی برگزار می‌شود، در بسیاری از مراکز، مراسم «روپوش سفید»[2] خوانده می‌شود. در طی این مراسم به دانشجویان نخستین روپوش [آزمایشگاهی]شان اعطا می‌شود. این روپوش‌ها تا میان‌تنه‌، یعنی تا کمر، کوتاه شده‌اند. دانشجویان مادامی که مدرک پزشکی خود را دریافت نکرده‌اند، روپوش‌های بلندتر را -که پزشکان می‌پوشند- نمی‌پوشند.

بیماران نیز به‌نوبۀ خود پاسخ‌های خودشان را به لباس‌‌های پزشکی دارند. در واقع، بعضی از موارد افزایش فشار خون بیمار در طی ویزیت‌ در مطب، که نتایج آن با اندازه‌گیری‌ فشار خون در خانه هم‌خوانی ندارد، به «نشانگان روپوش سفید»[3] نسبت داده می‌شود. این پدیده یک پاسخ احشایی به حضور متخصصین بالینی است و غالباً ناشی از اضطراب است. با وجود این، بسیاری از بیماران با این پیش‌فرض ذهنی وارد بیمارستان‌ها و کلینیک‌ها می‌شوند که پزشک را در لباس «روپوش سفید» خواهند دید. امروزه بسیاری از پرستاران و کمک‌یاران پزشکی نیز حین دیدن بیماران روپوش سفید بلند می‌پوشند. تعداد اندکی از بیماران تشخیص می‌دهند که سایر ارائه‌دهندگان مراقبت نیز ممکن است این‌گونه روپوش‌هایی بپوشند یا حتی پزشکان از پوشیدن آن‌ها امتناع کنند. 

نبود لباسی که نقش و مقام فرد را مشخص کند، موجب می‌شود تا هر یک از حرفه‌مندان خودشان را به‌طور واضح و روشن به بیمارانشان معرفی کنند و از اینکه نقششان در تیم درمانی درست فهمیده شده، اطمینان حاصل کنند. حق بیماران برای دانستن اینکه چه کسی مراقبت و درمان را برای ایشان ارائه می‌کند، به‌طور طبیعی از حق‌شان در تصمیم‌گیری برای خود نشئت می‌گیرد؛ بسیار شبیه به حق‌ رضایت آگاهانه. اطمینان حاصل کردن از اینکه بیماران، طیف وظایف و اعمال پزشکی این «ارائه‌دهندگان مراقبت» را متوجه می‌شوند، خود در راستای احترام به همین حق است. 

به‌همین‌ترتیب، متخصصان بالینی نیز باید از نقش‌ها و وظایف همکاران خود در مراقبت از بیمار آگاه شوند. در مکان یا موقعیتِ ارائۀ مراقبتی که لباس‌های پزشکی تفکیک نشوند، تبادل این اطلاعات به‌ویژه در هنگام مراقبت‌های بحرانی یا فوری‌ شاید نفع‌رسانی و راحتی را با چالش مواجه سازد. البته تمایز‌های بصری میان ارائه‌دهندگان مراقبت، اشکالات خاص خودش را هم دارد. به‌عنوان مثال، ممکن است تأکید بر تفاوت‌های میان اعضای تیم به‌راحتی منجر به تشدید وظایف‌ «بسیار تمایزیافته» و همچنین نابرابری‌های سلسله‌مراتبی شود که این مسئله کار تیمی حقیقی را تضعیف می‌کند. 

یک تنش بین نقش «لباس» به‌عنوان نشانۀ جایگاه، مقام و حرفه و کاربرد آن در مشخص کردن تفکیکِ میان پزشک و بیمار و حتی میان سایر ارائه‌دهندگان مراقبت، شکل گرفته است. تصویر «الف»، صحنه‌ای از یک اتاق عمل در قرن ۱۹ میلادی را نشان می‌دهد که در آن تمایز میان لباس‌های پزشک، دانشجویان، پرستار و بیمار مشهود است؛ دانشجویان و تماشاگران در تاریکی نشسته و مشکی پوشیده‌اند. نور بر رویداد اصلی، یعنی عمل جراحی بیمار، تابانده شده. پستان بیمار برای جراحی آشکار گشته است که از وضع آسیب‌پذیر وی حکایت می‌کند. استاد جدا از دیگران ایستاده، لباس سفید بر تن دارد و در کنار دستیارانش عمل را هدایت می‌کند. پرستار به‌راحتی به دلیل تمایز لباسش، سرپوش و پیش‌بند پرستاری، مشخص می‌شود. او سیاه و سفید پوشیده است. به‌علاوه، این تصویر حکایت از نقش تاریخی «جنسیت‌دار» پرستار در پزشکی دارد. لباس‌ این پرستار در این نقاشی، به‌طرز بی‌همتایی وی را در یک فضای «مرزی» می‌گمارد، یعنی او نشانه‌هایی بصری از هر دو طرف را دارد: هم فرد یادگیرنده و هم فرد آموزنده. در اینجا نقش‌ها و وظایف به‌روشنی مطرح شده‌اند و یک سلسله‌مراتب سنتی به تصویر کشیده شده است.

رنگ روغنی از «Thomas C.Eakins» به نام «The Angew Clinic»
سلسله‌مراتب پزشکی در تاریخ
پزشک در مقابل پرستار
تصویر الف | رنگ روغنی از «Thomas C.Eakins» به نام «The Angew Clinic» که در سال 1889 به قلم درآمده.

شکل «ب» یک پرستار را نشان می‌دهد که در بیمارستان نظامی انگلیس به زخم‌های سربازان رسیدگی می‌کند. این پرتره بسیار صمیمی‌تر احساس می‌شود و بیانگر نزدیکی بین پرستار و بیمار است. مجدداً ملاحظه می‌کنیم که پرستار درحالی‌که بازوی مرد جوان را با دقت پانسمان می‌کند، کلاه و پیش‌بند پوشیده است. در این نقاشی، پزشکان دیده نمی‌شوند، اما کشیشی که در سمت چپ نقاشی دیده می‌شود، نوع دیگری از ارائه‌دهندگان مراقبت است که یونیفرم دارد. روحیۀ کلی کار غیررسمی است -هیچ راند بالینی وجود ندارد، بیماران در امتداد راهرو قدم می‌زنند، یک همراه در حال خواندن روزنامه است. این نقاشی اظهار می‌کند که نقش پرستار بیشتر به‌عنوان یک حضور آرامش‌بخش است تا اینکه یک چهرۀ تحمیل‌کننده باشد و در سلسله‌مراتب‌ها نسبت به پزشکان، به بیماران نزدیک‌تر هستند.

لیتوگرافی از هنرمندی به نام «Sir John Lavery»
نام اثر: The First Wounded
بیمارستان نظامی انگلیسی
ارتباط پرستار با بیماران
تصویر ب | لیتوگرافی از هنرمندی به نام «Sir John Lavery»
نام اثر: The First Wounded

شکل «ج» در مقایسه با صمیمیت تصویر قبلی، یک سبک و فضای رسمی‌‌تر و دلهره‌آور را ارائه می‌دهد. به نظر می‌رسد که بیمار در این نقاشی وضعیت جدی‌تری دارد. بار دیگر، پزشکان سفیدپوش ریاست صحنه را بر عهده دارند؛ درحالی‌که پرستاران، با لباس آبی، هم در جلو و هم در پشت پرده، در تماس با بیماران هستند. لباس پرستاران و پزشکان کاملاً متفاوت است و بلافاصله قابل‌شناسایی است؛ درحالی‌که به نظر می‌رسد نقش آن‌ها در متن کار به‌گونه‌ای مشخص شده است که پزشکان درمورد مراقبت‌هایی که بعداً پرستاران انجام می‌دهند، اندیشه می‌کنند. نزدیکی پرستاران به بیماران در هر سه تصویر نشان می‌دهد که چگونه ارائه‌دهندگان مراقبت ممکن است در سلسله‌مراتب روابط شغلی خود، دچار نابرابری شوند.

اثری از Hilding Linnqvist به نام «Hospital Ward II»
عدم تعادل بین پزشک و پرستار
سلسله‌مراتب در مراقبت‌های سلامت
تصویر ج | اثری از Hilding Linnqvist به نام «Hospital Ward II»

حل‌وفصل تنشی که میان استفاده از لباس‌ها در پزشکی و عواقب احتمالی آن برای پویایی محیط کار وجود دارد، نه در کاهش تمایز چشمگیر نقش‌های مراقبت، بلکه در ایجاد درک و احترام بهترِ میان‌حرفه‌ای[4]، از طریق اَشکال جدید آموزش و مداخلات آموزشی، مؤثر خواهد بود. سازمان جهانی سلامت از سال ۱۹۷۸ از بهبود کار تیمیِ میان‌حرفه‌ای در مراقبت‌های بهداشتی حمایت کرده است و از آن زمان تاکنون گزارشات متعددی بر تأیید اهمیت میان‌حرفه‌ای بودن و اثبات کارایی آن برای منافع بیمار ارائه شده است [3-1]. بررسی مقالات نشان می‌دهد که مراقبت از بیمار در بین افرادی که آموزش‌های میان‌حرفه‌ای را گذرانده‌اند، بهبود می‌یابد [4] که به احتمال زیاد به دلیل تأثیر تعصبات و پیش‌داوری‌های ظریف در کار تیمی و همکاری بین متخصصینی است که چنین آموزشی نداشته‌اند [5]. گرچه ممکن است هویت حرفه‌ای دانشجویان قبل از شروع آموزش در حرفۀ پزشکی کاملاً مشخص شود [3]، اما مداخلات آموزشی، به‌طور آشکاری، شکل‌گیری کلیشه‌های منفی را بین گروه‌های دانشجویی کاهش می‌دهد [6].

کمیتۀ ارتباطات آموزش پزشکی[5] بیش از یک دهه است که توصیه می‌کند دانشجویان پزشکی در زمینۀ ارتباطات حرفه‌ای آموزش ببینند [7]، اما اعتبارسنجی، تجزیه‌وتحلیل اخیر برنامه‌های درسی نشان می‌دهد که با توجه به اتخاذ آموزش‌های میان‌حرفه‌ای و اندازه‌گیری عملکرد دانشجویان، سرعت این تغییر کُند بوده است [8]. تا زمانی که دانشجویان بیشتری به ایجاد استراتژی‌های مؤثر برای اختلافات انضباطی در کار گروهی و ارتباطات، ترغیب نشوند، این حس باقی خواهد ماند که عناصر محیط مراقبت مانند لباس پزشکی که بین حرفه‌مندان تمایز ایجاد می‌کند، به‌جای تسهیل همکاری، نابرابری در سلسله‌مراتب را تقویت می‌کند.

لباس‌های پزشکی به‌عنوان کدهایی بصری، بیشتر از آن که مشکلاتی ایجاد کرده باشند، آن‌ها را حل کرده‌اند؛ زیرا به ارائه‌دهندگان مراقبت اجازه می‌دهد تا به‌راحتی یکدیگر را در محیط بالینی تشخیص دهند. اینکه لباس پزشکی در محیط درمانی موجب تشدید موانعِ سلسله‌مراتب، نقدی بر مفید بودن تمایز نقش‌ها نیست؛ بلکه یک شکست در آموزش میان‌حرفه‌ای و همچنین در اَعمال پزشکی است. کار تیمی مؤثر به همان اندازه که به احترام متقابل و ارتباطات آزاد متکی است، به پایه و اساس درکی که از نقش اعضای تیم داریم نیز بستگی دارد.


[1]  physician-as-scientist

[2]  white coat ceremony

[3]  white coat syndrome

[4]   interprofessional

[5]   The Liaison Committee on Medical Education


  • ویراستار نگارشی

یاشار جمعه‌بزرگی | پریسا خضری

یاشار جمعه‌بزرگی: دانشجوی پزشکی دانشگاه علوم پزشکی یزد ||| پریسا خضری: دانشجوی پزشکی دانشگاه علوم پزشکی یزد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا