گردآورد فلسفۀ پزشکی

مرگ تکنولوژیکال

گسترش تکنولوژی خصوصا در قرن اخیر در تمام جوانب زندگی، جهان اطراف ما را تغییر داده است. پزشکی و مراقبت سلامت نیز از این تحول و انقلاب شگفت‌آور در امان نبوده‌اند. امروزه تکنولوژی نقش مهمی در فرآیند تشخیص، درمان، تقویت، توانبخشی و حتی پیشگیری در پزشکی بر عهده دارد و شاید بتوان گفت که یکی از ویژگی‌های پزشکی مدرن استفاده از تکنولوژی است. پزشکی همواره از تکنولوژی استفاده کرده است اما از قرن 19 وابستگی آن به تکنولوژی گسترش چشم‌گیری داشته است. این گسترش سبب ایجاد پرسش‌ها و چالش‌های اخلاقی درباره پیشرفت‌هایی شده که تکنولوژی پزشکی در آینده با خود به همراه خواهد آورد. به دنبال نفوذ و تأثیر تکنولوژی و علم مدرن تعریف و شکل مرگ نیز دچار تغییراتی گشته است:

مرگ انسان و گذر او از زمین تنها فرایندی بیولوژیکال و ناشی از عدم کارکرد مناسب فیزیولوژی بدن نبود، بلکه دارای ابعاد دیگری از جمله بعد وجودی (اگزیستنسیال) و بعد مربوط به جهان رمزآلود و متعالی فرادست نیز می‌باشد. امروزه مرگ انسان‌ها نسبت به شیوه‌های سنتی آن دگرگون شده است. مراقبت‌های سلامتی و بیمارستان‌ها با تکنولوژی‌های پیشرفته خود، شکل مرگ را تغییر داده‌اند. در گذشته افراد بیشتر در خانه در کنار عزیزان و کسانی که آن‌ها را دوست می‌داشتند و در حالی که خود از مرگ خویش آگاه بوده‌اند درمی‌گذشتند. آداب و آیین مذهبی به آن‌ها در تسکین و آرامش روح کمک می‌کرد. اما امروزه با نگاهی به آمارهای ایالت متحده آمریکا درمی‌یابیم که 80% از مرگ‌ومیرها در محیط‌های بیمارستانی و کلینیک‌ها اتفاق می‌افتد. مکانی که ابزارهای نگهدارنده و طولانی‌کنندۀ حیات مانند دستگاه تنفس مصنوعی استفاده‌ایی روزافزون دارد و توسط بیماران بیشتری مورد استفاده قرار می‌گیرد.

این بیماران روزگار پایانی خویش را در انزوا و تنهایی در حالی که لوله‌ایی در دهان یا سوزن‌هایی در رگ‌های خود دارند در انتظار آخرین نفس‌ها می‌گذرانند. به عبارتی مرگ، بیمارستانی[1] شده است. مرگ از خانه و زندگی اجتماعی به بیمارستان منتقل و در آن نهان گردیده است. بیهوشی، داروها و مسکن‌ها، هوشیاری و به تبع آن آزادی بیمار را کاهش داده‌اند. حتی گاه حقیقت به این بهانه که وضعیت بیمار بسیار بد و جدی است از او مخفی نگه داشته می‌شود. پزشکان اظهار می‌دارند که برخی از آنان به این باور رسیده‌اند که برای مصلحت بیمار و محافظت از او در برابر آسیب‌های واقعیت، این اجازه را دارند که به او دروغ گویند و مرگش را از او مخفی نگه دارند. این خود موجب تخریب صداقت در رابطۀ بیمار و پزشک می‌گردد.

N.Versluis بیان می‌کند که «دوران ما مرگ را با تمام اهمیتش در نظر نمی‌گیرد، در زندگی مدرن جایی برای اندیشیدن به مرگ وجود ندارد، مرگ مورد رعب و ترس قرار می‌گیرد و احتمالا انسان کنونی به این دلیل ترجیح می‌دهد که به‌جای مواجهه و پذیرش مرگ به مثابۀ بخشی از وجودش (اگزیستنس) آن را انکار کرده یا به بازی بگیرد[2]».

تغییر عظیمی دیگر که در مرگ رخ داده است طولانی ساختن آن در در دو سطح است: نخست اینکه سن مرگ و میر تا سنین پیری و میانسالی به تأخیر انداخته شده و دوم آنکه خود فرایند مردن نیز طولانی گشته است. مثالی برای مورد نخست آنکه در گذشته امید به زندگی در برخی از کشورها نزدیک به 35 سال بوده اما امروزه با کمک بهبود شرایط بهداشتی و تشخیص و درمان بیماری‌ها به 70 سال هم می‌رسد. در مورد دوم هم در گذشته افراد مبتلا به سرطان یا ایسکیمی قلبی خیلی سریع فوت می‌کردند اما اکنون این بیماران برای ماه‌ها یا حتی سال‌ها زنده می‌مانند و مرگی آرام را تجربه کرده و حتی در برخی موارد آن‌ها به طور کامل روند بهبودی را طی می‌کنند. اما با این طولانی شدن زندگی، بسیاری از پزشکان با توجه به وضعیت بیماران اطلاعات محدودی را در مورد شرایط آن‌ها در اختیار بیماران قرار می‌دهند و ممکن است اعضای خانوادۀ او را در جریان بگذارند. در این حالت گرچه بیمار مدت بیشتری زیست می‌کند اما او دیگر مختار مرگ خود نیست؛ زیرا که او نه‌تنها نمی‌تواند تصمیم مناسبی در مورد وضعیت خود به علت نداشتن اطلاعات بگیرد، بلکه حتی نمی‌داند چه زمانی مرگش فرا می‌رسد؟

در نتیجه از آنجایی که امروزه بیماران در بیمارستان در حالی که توسط پزشکان و پرسنل بیمارستان احاطه شده‌اند؛ می‌میرند، خودمختاری آنان نیز به این واسطه محدود گشته است. علم و تکنولوژی، مرگ را از دستان بیمار بیرون آورده‌اند و به سبب آن بیمار منفعلانه با پروسۀ مرگ خود مواجه می‌شود. بیمار مرگ را تجربه می‌کند اما مختار آن نیست. تصمیمات توسط بیمارستان و تا حدی اعضای خانوادۀ او گرفته می‌شود. این پزشک و بیمارستان است که می‌تواند او را به ICU، اتاق عمل یا هر مکانی که علم پزشکی دستور و تکنولوژی اجازه دهد، منتقل کند. در نتیجۀ این مرگِ بیمارستانی‌شده، بیمار نه در کنار آشنایان خود بلکه در انزوا درمی‌گذرد. او حتی از اتخاذ تصمیم در مورد تشخیص بیماری و درمان خود نیز محروم است و همۀ این موارد در حالی است که تکنولوژی و علم پزشکی با پروسه‌های تهاجمی[3]، هدف به تأخیر انداختن و دور کردن مرگ از بیمار را دارند. این فرایند انزوای جسمی به مثابۀ «محرومیت از مرگ[4]» در نظر گرفته می‌شود. نبود یا کمبود آگاهی بیمار از وضعیت خویش و عدم آزادی بیمار به معنای تقلیل شخصیت بیمار است و آدمی حقیقتا به‌وسیلۀ ابعاد شخصیتش و نه با جسم سنجیده می‌شود. امروزه بیش از هر زمانی دیگر پزشکان نیاز دارند که بیمار را به مثابۀ یک انسان با دنیای درونی خود، با تمام نگرانی و ترس‌هایی غیرقابل‌انکار، با توجه به اگزیستنس متعالی و باورش نسبت به فرادست در نظر گیرند.

شرایط جدید ایجادشده و تغییر تعاریف به‌سبب گسترش تکنولوژی و پزشکی مدرن، نیاز به تفکری دوباره در این باره و توجه مجدد به وجوه انسانیِ بیمار در این شرایط دارد. تغییر شیوۀ مرگ نیازمند طرح پرسش‌هایی دربارۀ حقوق بیمار و حرکت به‌سمت شیوه‌ایی از مرگ است که بیشترین حالت انسانی را دربردارد. حالتی که آزادی و آگاهی انسان را محدود نکند. در پایان بی‌لطف نیست که به گفته‌ایی از Callahan در کتاب Pursuing A Peaceful Death اشاره کنم: Callahan بیان می‌کند که «طبی‌سازیِ[5] مرگ چشم‌انداز مرگ‌ومیر خوب را بیشتر به یک امید بدل کرده است تا چیزی که بتوان انتظارش را داشت. اکنون پیش‌بینی مرگ سخت‌تر، مدیریت آن دشوارتر و معضلات اخلاقی‌اش بیشتر است و از نظر معنوی، اضطراب و عدم‌اطمینان بیشتری را ایجاد می‌کند. او بحث می‌کند که ما نباید مرگ را به عنوان شکست در درمان بپنداریم؛ بلکه آن را به عنوان یکی از مهم‌ترین لحظات زندگی هر فرد بپذیریم. در آن لحظه توجه و اهمیت به رنج کشیدن بیمار مهم‌تر از حفظ عملکرد فیزیولوژیک است. صداقت و احترام به خودمختاری بیمار اصلی بسیار قابل‌توجه و خطیر در آن لحظات است. بیمار حق دارد که حتی اگر این اتفاق از جانب ما ناگوار پنداشته می‌شود، از مرگ خویش مطلع و آگاه گردد و فرصت ملاقات و خداحافظی از عزیزان خود را داشته باشند[6]».

هنر دیجیتال از Katerina Bukolska

[1] Hospitalized

[2] Verluis, N. (1971). “Desconocimiento social de la muerte.”Rev .internacional de teologia38(6):113.

[3] Invasive

[4] Deprivation of Death

[5] Medicalization

[6] Daniel Callahan .Pursuing A Peaceful Death. Hastings Center Rep 1993

نگین نورایی

دانشجوی پزشکی دانشگاه علوم پزشکی کرمانشاه | دارندۀ مدال نقرۀ بخش گروهی المپیاد علوم انسانی سلامت در سال 1398

از همین نویسنده/مترجم بخوانید

1 دیدگاه

  1. ممنون، خیلی خوب بود.
    مفهوم « طبی سازی مرگ » مسئله جالبی بود. به نظر می آید آنچه چشم انداز یک مرگ خوب را به امید بدل کرده است، « طبی سازی فرار از مرگ » باشد😂.با این اوصاف « اتانازی(به مرگی) با کمک پزشک » مصداق بهتری برای « طبی سازی مرگ » است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا