برای بررسی تاریخ اخلاق پزشکی بررسیهای متفاوتی از گذشته تا کنون صورت گرفتهاست؛ اما آنچه که به مرور زمان همواره پررنگتر شده حضور ادبیات و تأثیر آن بر جلوههای مختلف اخلاق در پزشکی است. آنچه که در این نوشتار به مختصر بررسی خواهیم کرد تاریخچۀ ادبیات در اخلاق و تعریف آن است. مطالعۀ ادبیات خلاق همواره پررونق بودهاست. ادبیات خلاق ادبیاتی است که محور بحث در آن همواره پویا، پیچیده و پرشور است؛ اما مسئلۀ اصلی ارتباط این نوع از ادبیات با جهان خارج از خود؛ یعنی با دنیای واقعی فرهنگ، سیاست و اخلاق اجتماع است.
برخی از تأثیرگذارترین افراد ادبیات جهان به خوانندگان خود هشدار دادهبودند که دیگر نمیتوانند به کلاسهای ادبیات بروند؛ با کمال تعجب همۀ اینها در حالی اتفاق افتاده که برخی اخلاقشناسان دوباره جذب ارزش اخلاقیِ ادبیات شدهاند!
آیا ادبیات و اخلاق یکدیگر را پشت سر گذاشتهاند؟
این امر بسیار واضح است؛ قبل از اینکه هر کس بتواند راجع به رابطۀ اخلاق و ادبیات صحبت کند، ابتدا باید اصطلاحات کلی ادیبان را درک کند. مفسران ادبیات به دو گروه کلی نظریهپردازان ارزشمحور و زبانمحور تقسیم میشوند؛ این تمایز مربوط به جملۀ معروف «هنر بهخاطر زندگی یا هنر بهخاطر هنر» است!
ادبیات به عنوان ابزاری برای زندگی خوب یا در نوع خود به عنوان یک هدف مهم در نظر گرفته میشود؛ این دوگروه نگرشهای مختلفی در رابطه با ارتباط بین اخلاق و ادبیات دارند؛ افراد ارزشمحور معتقدند که رابطۀ بین اخلاق و ادبیات میتواند ثمربخش در افراد و جامعه باشد. گروه زبانمحور اما معتقدند با توجه به درک زبان معاصر، چنین رابطهای توهم است! این گروه انکار میکنند که متون ادبی ارتباط عینی با جهان اطراف دارد؛ چیزی که ادبیات خلاق آن را رد میکند. در طول زمان فیلسوفان و ادیبان زیادی از هر دو گروه بودند که برای استدلال خود نظریات متفاوتی ارائه دادند که در این نوشتار از ذکر جزئیات مربوطه پرهیز میکنیم.
شاید در شمارههای آتی به این موضوع مفصل بپردازیم و ابعاد مختلف هر گروه را مجزا بررسی کنیم؛ اما آنچه که مسلم است نظریات گروه ارزشمحور طرفداران بیشتری در جامعه امروزی دارد. چیزی که ادیبان و اخلاقشناسان و حتی مردم عادی هم بیشتر به آن توجه میکنند، نمود عینی ادبیات در جهان واقعی یا به عبارتی دیگر همان اخلاق است. چیزی که جامعۀ پزشکی نیز از آن مستثنا نیست.
شیوه بیان مطالب در پزشکی، امروزه بیشک نمود بسیاری در جهان واقعی خواهد داشت. سندی بر این ادعا، پزشکان ما هستند. همان چیزی که ابتدای نوشتار به آن اشاره کردیم؛ جهان پزشکی و اخلاق بیش از پیش به ادبیات و دنیای پیرامون آن جذب شدهاست.
اگر قرار بر بررسی موضوع در جامعۀ ایران باشد، بسیار طبیانِ ادیب در تاریخ پزشکی ایران دیده میشوند؛ مثالی که برای همۀ ما آشناست و تأیید جملات قبلی ماست؛ «استاد شهریار» که از پزشکی به دنیای ادبیات روانه شد و نقش عمدهای را در ادبیات معاصر ما ایفا کرد. امروزه نیز کم نیستند پزشکانی که قلمشان دستکمی از نسخههایشان ندارد؛ پزشکانی که با کلمات هم درمان میکنند؛ همان «طبیبان ادیب» که در شمارههای آینده حتما به بررسی آثارشان خواهیمپرداخت. آنچه که در این شماره گفتیم تأثیر قطعی کلمات بر درمانهای فعلی است؛ که گاهی نادیده گرفته میشود! حیطههایی از پزشکی نظیر روانپزشکی ارتباط تنگاتنگی با دنیای ادبیات و واژه دارد؛ و نمود عینی ادبیات همچون دریچهای جهان واقعی را بهتر نشان میدهد. این نوشتار را با آخرین سرودۀ استاد شهریار -طبیب روح آدمی- به پایان میرسانیم.
یاران چرا به خانه ما سر نمیزنند
آخر چه شد که حلقه بدین در نمیزنند
یا رب چه شد گروه طبیبان شهر ما
سر بر من فتاده به بستر نمیزنند
مردم دریغ مرده پرستند شهریار
كاندر حیات سر به هنرور نمیزنند
