گردآورد پزشکی روایی و روایت پزشکی

روایت در بحران

مصاحبه با دکتر زویا طاوسیان

این روزها پاندمی ویروس کرونا در اکثر حیطه‌ها برای خودش موضوع ویژه شده و کمتر حیطه‌ای را می‌توان یافت که از آن تأثیر نپذیرفته باشد. سازمان نظام پزشکی کشور مسابقه‌ای ترتیب داده است به نام «کرونا داستان». این مسابقه پذیرای داستان‌ها و روایات همۀ دانشجویان و حرفه‌مندان سلامت است. رئیس هیئت داوران این مسابقه، خانم دکتر زویا طاوسیان، پزشک متخصص زنان و زایمان و دانشجوی PhD اخلاق پزشکی می‌باشند. نام دکتر طاوسیان برای پزشکان علاقه‌مند به حیطۀ روایی، نامِ آشنایی است. ازجمله کتاب‌های ایشان در زمینۀ پزشکی روایی می‌توان به «زیر تیغت میام»، «در رابطه با رابطه» و «مورتالیته و جیغ سیاه» اشاره کرد. چندی پیش گفت‌وگویی صمیمی با دکتر طاوسیان داشتیم و ایشان از اهمیت روایت‌نویسی توسط پزشکان و دانشجویان پزشکی و تأثیرات آن صحبت کردند که در ادامه می‌خوانید.

دکتر زویا طاووسیان

  • به‌عنوان یک دانشجوی علوم پزشکی، چرا بنویسیم؟

من شخصاً چون از زمان کودکی با نوشتن عجین بوده‌ام، زمانی که دانشجوی پزشکی شدم نیز این نوشتن در کنار من بود. دانشجوی پزشکی بودن باعث احساس نیاز من به نوشتن نبود؛ بلکه این دو در امتداد هم بودند؛ اما تجربیاتی که بعدها کسب کردم، مرا به این نتیجه رساند که خیلی خوب است اگر دانشجویان رشته‌های پزشکی و پیراپزشکی در کنار دروس تخصصی‌شان به رشته‌های علوم انسانی مرتبط با علوم پزشکی ازجمله ادبیات پزشکی، فلسفۀ پزشکی و هنر پزشکی توجه داشته باشند؛ حتی همین خاطرات و روایاتی که از تجربیات حرفۀ خود می‌نویسند. هر آنچه مستند شود و به ثبت مسائل شغلی یک حرفه مند بپردازد می‌تواند هم برای خود حرفه‌مند و هم برای آیندگان راه‌گشا باشد.

  • می‌دانیم تعدادی از آثار ادبی ماندگار در دوره‌های حساس زمانی به رشتۀ تحریر درآمده‌اند، یا از چنین دوره‌هایی الهام گرفته‌اند. ازجمله رمان «طاعون» آلبرکامو و داستان‌هایی که با الهام از جنگ جهانی دوم نوشته شدند. به چه سبب روایت‌نویسی در دوران خاص و بحرانی مانند دوران پاندمی، بلایای طبیعی، جنگ و… امری مهم تلقی می‌شود؟  آیا ثبت وقایع در قالب داستان نسبت به مستندسازی تاریخی و رسمی مزیتی دارد؟ و آیا می‌توان آن را نوعی تکلیف در قبال شرایط دانست‌؟

در یک‌سری بزنگاه‌های تاریخی، مطالبی که توسط نویسندگان نوشته ‌شده‌اند، جذابیت بیشتری داشته است. به نظر من، این قضیه فقط مربوط به مسائل پزشکی نیست. تمام وقایع تاریخی ارزش مستند شدن به شکل‌های مختلف را دارند؛ اما همان‌طور که می‌دانید کاری که پخته‌تر و خاص‌تر باشد مخاطب بیشتری جذب می‌کند. برای مثال، واقعه‌ای که به زبان داستان شعر یا فیلم‌نامه و… بیان شود، به‌خاطر خاص بودن جنس اثر بیشتر موردتوجه است و نیز تأثیرگذارتر و قطعاً بۀادماندنی‌تر است. در شرایط خاصی مثل شرایط کنونی، به دلیل اشتراک احساسات انسان‌ها در این دوره، این نوشته‌ها می‌توانند برای حال ارزشمند باشند. و هم می‌توانند برای اتفاقات آینده  راهگشا باشد. پس نوشتن در چنین شرایطی می‌تواند دغدغۀ تیم درمان باشد. از نظر من، هرچقدر این نوشته‌ها در قالب و جنسی باشند که بیشتر قابل‌درک باشند و بیشتر در ذهن بمانند، ماندگارتر می‌شوند.

  • در دورۀ کنونی کادر درمانی فشار مضاعف کاری و روانی را متحمل می‌شود. به نظر شما نوشتن و اشتراک‌گذاری روایات بر عملکرد و روحیۀ سایر اعضای کادر درمان چه تأثیری دارد؟

یکی از تکنیک‌هایی که در روانشناسی برای فردِ تحت استرس استفاده می‌شود، به اشتراک گذاشتن دغدغه‌هاست؛ به‌طوری‌که فرد از درونی کردن صرف آن‌ها بپرهیزد. یکی از روش‌های خوب نوشتن است و در این شرایط که اعضای کادر درمان استرس و فشار شدیدی احساس می‌کنند، اگر بتوانند احساسات و اتفاقات پیرامونشان را مستند کنند هم برای خود آن‌ها و اطرافیانشان مفید است و هم می‌تواند برای آینده راهگشا باشد.

  • چه کسانی می‌توانند جامعۀ مخاطب پزشکی روایی در این دوره باشند؟ بیماران، کادر درمان یا سایر مردم که کمتر درگیر ماجرا هستند؟

 مسلماً افرادی که بیشتر در این قضیه درگیرند، برایشان جذاب‌تر خواهد بود و مخاطب‌های جدی‌تری هستند، از قبیل خود افراد درگیر در درمان. چه افرادی که عضو کادر درمان هستند و چه افرادی که خود یا اقوامشان بیمار شده‌اند یا به نحوی سروکارشان به بیمارستان‌ها و مراکز درمانی بیفتد؛ اما این موضوع آن‌قدر وسیع است و آن‌قدر تمام جامعه را تحت تأثیر قرار داده که من فکر می‌کنم هر اثری که در این زمینه تولید شود، می‌تواند به طرز شگفت‌انگیزی مخاطب عام داشته باشد.

  • می‌دانیم که نوشتن وصف حال خود آسان‌تر از وصف احوال دیگری است. با وجود این، اعضای کادر درمان که در پزشکی روایی فعالیت می‌کنند، علاوه‌بر نظرگاه خود می‌توانند از جنبه‌های دیگر ازجمله انتقال تجربۀ زیستۀ بیمار به بیان روایت بپردازند. تا چه حد می‌توانند تجربۀ زیستۀ درد، رنج و حالات بیماران را با زبان قلم بیان کنند؟ 

یکی از مواردی که پزشکان در طول دوره تحصیل و بعد از آن یاد می‌گیرند، این است که بتوانند «شرح‌حال» بگیرند؛ یعنی زمانی که با یک بیمار یا مراجع مواجه می‌شوند، بتوانند صحبت‌ها و خواسته‌های او را به‌عنوان یک شرح‌حال مکتوب کنند. درست است که این تکنیک علمی و تخصصی است، اما باعث می‌شود این افراد با مکتوب کردن نظر فردی غیر از خود بیگانه نباشند. برای مثال، نوشتن احساس بیمار در مورد تب یا درد یا مشکلات ریوی یا گوارشی برای پزشک نامأنوس و جدید نیست. در یک‌سری رشته‌ها این قضیه بیشتر به چشم می‌آید، مثلاً در بخش روان‌پزشکی این مسئله ابعاد جدی‌تری دارد؛ بنابراین، این مسئله در حیطۀ شغلی آن‌ها حضور پررنگ‌تری دارد. در روایت‌نویسی، گویی پزشک یا دانشجوی پزشکی می‌خواهد تجربیاتش را به‌عنوان یک «من» یا همان راوی اول‌شخص بنویسد یا می‌خواهد مثل یک دوربین فیلم‌برداری از شخص دیگری فیلم بگیرد؛ درحالی‌که اتفاقاً این دوربین خیلی هم به فرد نزدیک است و از یک زاویۀ دید نزدیک صحنه را بررسی می‌کند، این کار برای پزشک و یا دانشجوی پزشکی نامأنوس نخواهد بود.

  • آیا بین خاطره‌نویسی و روایت‌نویسی مرز مشخصی وجود دارد؟

مرزبندی در تعریف این اصطلاحات امردشواری است؛ مثلاً بین هر دو مورد می‌توان تفاوت‌هایی در نظر گرفت: داستان و روایت. روایت و خاطره. خاطره تا دل‌نوشته. دل‌نوشته تا قطعۀ ادبی. همۀ این موارد ممکن است باهم همپوشانی هم داشته باشند، و شاید نشود مرز مشخصی بین آن‌ها قائل شد؛ اما زمانی که به شکل تخصصی به آن‌ها نگاه کنیم، داستان عناصر خود را دارد. اگر داستان و خاطرۀ محض را دو سر یک طیف بدانیم، یک «روایت مستند» خاطره‌ای است که بین خاطره‌نویسی محض و داستان قرار می‌گیرد. داستان ممکن است با عناصر خیال‌پردازی و تخیل روبه‌رو شود. هرچه خاطره به‌سمت شکل و شمایل داستانی شدن پیش برود، وجه روایتی آن پررنگ‌تر می‌شود؛ اما مرزبندی دقیقی در این بین وجود ندارد. ممکن است برخی کارگاه‌ها و متون تخصصی با توجه به عناصر هر یک از موارد مرزبندی‌های دقیقی ارائه دهند؛ اما اگر به شکل عام به قضیه نگاه کنیم و از عموم دانشجویان پزشکی و سایر رشته‌های علوم پزشکی بخواهیم تجربیاتشان را بنویسند اجرای دقیق این مرزبندی‌ها شاید لزومی نداشته باشد. آنچه مهم است این است که بتوانند با باور به توانایی مستند کردن این تجربیات احساس خوبی پیدا کنند.

  • چه روایتی ارزشمند است و از کجا بدانیم ایدۀ مرتبط با بیماری که در ذهن داریم ارزش کار دارد؟

من فکر نمی‌کنم بتوان یک سیستم ارزش‌گذاری مخصوص برای روایت‌ها در نظر گرفت. هر روایت گزارش یا خاطره می‌تواند در شرایط خاصی خیلی مهم باشد و درجۀ اهمیتش در شرایطی دیگر کمتر یا بیشتر شود. آنچه مهم است ثبت شدن و نوشته شدن است. اینکه در ذهن خود از قبل ارزش‌گذاری کنیم که کدام مورد را بنویسیم و کدام را ننویسیم… من موافق چنین ماجرایی نیستم! چون به نظرم آنچه دغدغۀ انسان می‌شود، همان چیزی است که ارزش نوشته شدن و ثبت شدن دارد. آنچه به نظر شما وزین بیاید و به یک دغدغۀ جدی تبدیل شود، ارزش کار دارد. حتماً یک معضل، تعارض یا پیچیدگی خاصی در ذهن ایجاد کرده که باعث شده بخواهید درمورد آن بنویسید؛ اما اینکه به چه شکلی نوشته شود متفاوت است و اینجا باید تصمیم گرفت: آیا می‌خواهم یک گزارش باشد؟ یا می‌خواهم به‌سمت خاطره و روایت آن را پیش ببرم؟ یا اصلاً خود ایده را یک ‌گوشه یادداشت کنم و بعدها آن را به داستان تبدیل کنم، حتی شاید داستانی با شخصیت‌های خیالی که خودم هم در ماجرا نباشم. از این موارد در ادبیات جهان بسیار استفاده می‌شود و از چنین ایده‌هایی اقتباس می‌کنند؛ مثلاً فیلم‌هایی که درمورد فرد چندشخصیتی ساخته‌ شده و بسیار موفق بوده‌اند. شاید در دانش روان‌پزشکی تعداد این موارد زیاد نباشد و جزءِ نوادر باشند، ولی ایدۀ جذابی برای تبدیل‌شدن به یک فیلم بوده است. شاید کسی بپرسد چرا درمورد موضوعی مثل یک بیماری نادر صحبت می‌کنید؟ درحالی‌که موضوعات عام‌تر و شایع‌تری وجود دارد. خیلی نمی‌شود مرزبندی کرد باید دید احساس چه می‌گوید و بعد به سمت آن رهسپار شویم.

  •  سؤال آخر، به‌عنوان یک پزشک فعال در عرصۀ پزشکی روایی، آیا داستان‌نویسی بر زندگی حرفه‌ای شما تأثیر ملموسی داشته و تغییری ایجاد کرده است؟

زندگی من همیشه با نوشتن درهم‌تنیده بوده است؛ ازاین‌رو هیچ‌وقت از حرفۀ پزشکی من جدا نبوده و فضاهایی که من درمورد آن‌ها می‌نویسم، بیشتر در همان فضای شغلی و حرفه‌ای من است. همان فضایی که آن را درک و لمس می‌کنم. مسلماً هر دو برهم تأثیر می‌گذارند، نوشته‌های من بر زندگی شغلی‌ام وزندگی شغلی‌ام برنوشتنم؛ اما اینکه یک نویسنده چقدر نوشته‌هایش در شرایط شغلی‌اش جدی می‌شود، یا مسائل شغلی‌اش را به نوشته‌هایش پیوند می‌دهد، شخص به شخص فرق می‌کند. برای من هم تأثیر داشته است، گاهی این تأثیر مثبت بوده و گاهی دردمندی‌ها و چالش‌هایی داشته است؛ اما در مجموع، من آدمی هستم که نمی‌توانم از نوشتن جدا شوم. در پایان، امیدوارم کسانی که در زمینۀ ادبیات پزشکی، هنر و زیبایی‌شناسی پزشکی دغدغه دارند، در این زمینه‌ها به شیوه جدی کار کنند و موفق باشند.

کتاب‌های دکتر زویا طاوسیان

مهتاب محمدی

سردبیر ||| دانشجوی پزشکی دانشگاه علوم پزشکی ایران

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا