
«اتانازی» نوعی مرگ، مردن، قتل یا کشتن است اما از روی رضایت، عطوفت، ترحم، شفقت، با رضایت و انتخاب خود بیمار به کمک پزشک از طریق دادن داروهای خاص یا ندادن و قطع دارو یا با وسایل، ابزارها و تجهیزات پزشکی و استعمال دارویی خاص انجام میشود؛ اما شورای حقوقی و قضایی پزشکی آمریکا اتانازی را اینگونه تعریف میکند: «اتانازی عمل ایجاد مرگ با روشی نسبتاً سریع و بدون درد به دلایل ترحمانگیز در فردی که از بیماری لاعلاجی رنج میکشد، میباشد».
انواع اتانازی
صاحبنظران بر اساس رضایت فردی که تحت اتانازی قرار میگیرد، آن را در سه نوع مختلف تقسیمبندی کردهاند:
الف) اتانازی داوطلبانه: به اتانازی فرد واجد صلاحیت تصمیمگیری گفته میشود که بر اساس درخواست آگاهانه شخص بیمار صورت میگیرد.
ب) اتانازی غیردواطلبانه: به اتانازی شخص فاقد صلاحیت تصمیمگیری گفته میشود که بر اساس تصمیم افراد واجد صلاحیت قانونی (فرد یا افرادی غیر از شخص بیمار) صورت میگیرد.
پ) اتانازی اجباری: به اتانازی بدون کسب رضایت فرد دارای صلاحیت تصمیمگیری گفته میشود. این نوع اتانازی نوعی قتل عمد تلقی میشود لذا بسیاری از کارشناسان آن را از شمول دایره اتانازی خارج کردهاند.
و بر اساس نحوه تأثیر (مستقیم یا غیرمستقیم) انجام دادن یا ندادن اقدامی که منجر به اتانازی میشود، تقسیمبندی دیگری نیز به شرح ذیل وجود دارد:
الف) اتانازی فعال یا مستقیم: خودکشی یا اتانازی بر اساس درخواست بیمار و از طریق مداخله دیگری که عمدتاً توسط پزشک و با تجویز یک ماده مهلک، یک داروی مخدر یا مسکن صورت میگیرد.
ب) اتانازی منفعلانه یا غیرمستقیم: اتانازی از طریق کنار گذاشتن یا عدم انجام اقدامات لازم برای زنده نگهداشتن بیمار محتضر انجام شود. در این موارد، اصطلاحاً گفته میشود که اجازه میدهند تا بیمار (براثر شرایط ناشی از بیماری) از دنیا برود. این نوع اتانازی درواقع بیانگر قطع، کنار گذاشتن و یا استفاده نکردن از درمانها و تجهیزات حافظ جان نظیر دستگاه تنفس مصنوعی میباشد.
بر اساس این تقسیمات، اتانازی به اقدامات مستقیم، اقدامات غیرمستقیم، امتناع از انجام اقدامات، اقدام بر اساس درخواست بیمار یا حتی بدون درخواست او نیز گفته میشود.
با توجه به احتمال اختلاط تقسیمبندیهای فوق، میتوان تقسیمات پنجگانه از اتانازی را برای آن متصور شد. این تقسیمات اتانازی به لحاظ میزان مشروعیت یا توجیه اخلاقی اهمیت دارد. انواع اتانازی به ترتیب میزان مشروعیت و توجیه نسبی اخلاقی عبارتند از: اتانازی فعال داوطلبانه، اتانازی منفعلانه داوطلبانه، اتانازی فعال غیرداوطلبانه، اتانازی منفعلانه غیرداوطلبانه، اتانازی اجباری. در مورد اتانازیهای غیرداوطلبانه و اجباری گفته میشود که چنین اقداماتی بر اساس منافع و مصالح بیمار صورت میگیرند تا از رنج و عذاب وی بکاهند. از سوی دیگر، اتانازی داوطلبانه از نظر اخلاقی قابل توجیهتر میباشد، زیرا حق استقلال و آزادی فردی بیمار کاملاً رعایت میشود.
دلایل مخالفت و موافقت با اتانازی
موافقان و مخالفان اتانازی اغلب دلایل خود را به اشکال فلسفی و اخلاقی زیر ارائه میدهند.
دلایل مخالفت
ازآنجاکه اتانازی نوعی كشتن محسوب میشود، خطرات احتمالی زیادی به همراه دارد كه اخلاقیون اغلب با توسل به آنها درصدد ممنوعیت آن میباشند. در زیر، سه مورد از مهمترین دلایل مزبور را مرور میكنیم.
الف) شیب لغزنده: بحثهای شیب لغزنده از نگرانی حاصل از عدم قطعیت از آینده اتانازی منشأ میگیرند. درواقع، نگرانیهای ناشی از اتانازی کنترلنشده و اتانازی غیرفعال غیرموجه (کنار گذاشتن مداخلات حیاتی)، شامل دستگاهها و وسایل حافظ جان، باعث به وجود آمدن این بحثها شده است.
بهمنظور مقابله با این طرز فکر، معمولاً سه دلیل ارائه میشود:
1) این قبیل بحثها درواقع توجه را از بیمار فعلی گرفته و بر بیماران آتی یا جامعه متمرکز میسازد و این در حالی است که پزشکان و خانواده بیمار ممکن است خواستار توجه به منافع و مصالح بیماران فعلی شوند تا بیماران احتمالی آتی. (در این شرایط، شاید بهتر باشد که اقدامات احتیاطی برای حمایت و حفاظت از بیماران آتی به عمل آید)
2) دومین دلیل این مخالفت، عملی است: شواهد چندانی وجود ندارد که کنار گذاشتن لوله تغذیه بیماران محتضر منجر به کنار گذاشتن نادرست مراقبتهای حیاتی در شرایط دیگر خواهد شد.
3) متمایز ساختن تغذیه مصنوعی بهعنوان روشی که کنار گذاشتن آن میتواند به شیب لغزنده منجر شود، معقول و منطقی به نظر نمیرسد.
ب) نادیده گرفتن حق آزادی و استقلال فردی: بسیاری از بیمارانی که درد و رنج طاقتفرسایی متحمل میشوند، به علت تأثیر افسردگی شدید یا دیگر اختلالات روانی ممکن است به فکر خودکشی بیافتند. تأثیر درد، احساس بیارزشی و بیمصرفی، احساس گناه و انزوا در اتخاذ اینگونه تصمیمات مهم، ممکن است بهسادگی کمتر از حد لازم برآورده شوند. این حقیقت که بسیاری از بیماران، اغلب در محیط آسایشگاه (که این شرایط آنها معمولاً بهبود مییابد) دیگر به دنبال خودکشی نیستند، خود گواهی بر این مدعاست.
پ) حس قساوت و سنگدلی: عموماً پزشکان به دنبال حفظ جان بیماران خود با استفاده از مهارتهای پزشکی هستند. آنها با مرگ میانه خوبی ندارند. اتانازی بیماران باعث القای حس قساوت و سنگدلی در پزشکانی میشوند که مرتکب اینگونه اعمال میشوند.
دلایل موافقت
موافقان اتانازی با توسل به دلایل متعددی که دو مورد اصلی آن در زیر آمده خواستار قانونیشدن این عمل میباشند.
الف) منافع و مصالح بیمار: اولین دلیل در حمایت از اتانازی و بهویژه نوع داوطلبانه آن، به ارزش یا کیفیت زندگی و حفظ شأن والای انسانی مربوط میشود. اتانازی داوطلبانه به علت در نظر گرفتن منافع بیمار، با توجه به کیفیت پایین زندگی او و بهعنوان آخرین راهی که به حفظ شأن انسانی بیمار کمک میکند، یک عمل قابل توجیه میباشد. البته، برخی افراد به علت اینکه تفسیر خاصی از ارزش و کیفیت زندگی ارائه میشود و همینطور به علت غیرقابل ارزیابی و انتزاعی بودن این معیارها، چنین رویکردی را مورد انتقاد قرار میدهند. درهرحال، نمیتوان به زندگی نگاه ابزاری داشت بلکه باید آن را مطلق دانست.
ب) استقلال و آزادی فردی و حق انتخاب: دومین دلیل در حمایت از اتانازی داوطلبانه به ارزش استقلال و آزادی فردی اشاره دارد. بر این اساس تا زمانی که این عمل طبق نظر بیمار صورت میگیرد، عملی اخلاقی محسوب میشود. البته، برخی افراد میگویند آزادی فردی یگانه ارزش موردتوجه در اقدامات پزشکی نیست. بهعلاوه، با توجه به تأثیر افسردگی و عدمکفایت مراقبتهای تسکینی برای بیماران محتضر، آیا بازهم میتوان گفت که اتانازی واقعاً داوطلبانه و بر اساس حق انتخاب فردی میباشد؟

In a Toronto speech, Cardinal Gerhard Muller, prefect of the Congregation for the Doctrine of the Faith, has urged Canadians to work to reverse euthanasia rulings.
جرم انگاری و مجازات اتانازی
در اتانازی یا مرگ از روی ترحم، سلب حیات از یک انسان صورت میپذیرد و با توجه به اینکه هیچکس حق سلب حیات از دیگری را ندارد، در این مسئله (که شخص بیمار، تقاضای پایان دادن به حیاتش را از پزشک و کادر پزشکی دارد و ایشان از روی ترحم و دلسوزی فعل یا ترک فعلی را در جهت تسریع مرگ بیمار انجام میدهد تا وی بمیرد) باید بررسی نمود که این امر را میتوان یک نوع مرگ طبیعی قلمداد کرد یا اینکه به جهت ازهاق نفس میتوان آن را قتل محسوب کرد؟
مرگی که نتیجة قتل است با مفهوم واحد ولیکن با واژههای مترادف در آثار فقها، حقوقدانان و نیز در قوانین آمده است و از آن جمله «ازهاق نفس، خارج ساختن روح، لطمه به حیات، سلب حیات، قتل، کشتن و امثال آنهاست». قتل ازنظر فقهی و حقوقی بر سه قسم: قتل عمد، قتل شبه عمد و قتل خطای محض است.
به نظر میرسد بیماری که دارای بیماری لاعلاج یا صعبالعلاج است و پزشک نسبت به او یک فعل یا ترک فعلی را در جهت مرگ او مانند تزریق داروی مرگآور مرتکب شود، به استناد بند ب ماده 206 قانون مجازات اسلامی مرتکب قتل عمدی شده به جهت اینکه عمداً کاری را انجام داده که نوعاً کشنده بوده است؛ یعنی اگر این دارو به انسان سالم نیز تزریق میشد موجب مرگ وی میشد؛ اما اگر فعلی که نسبت به آن شخص بیمار انجام داده، مانند قطع دستگاه حیاتی کشنده باشد، بازهم طبق بند ج ماده فوقالذکر قتل عمد محسوب میشود و همچنین از جهت احراز قصد کشتن از سوی پزشک و کادر پزشکی مطابق با بند الف این ماده، فعل ارتکابی قتل عمد محسوب میشود. مسئلۀ قابلبحث در این خصوص قصد و انگیزه است که در قتل عمد قصد مجرمانه و انگیزه عدوانی است اما در اتانازی این فعل به خاطر ترحم بر بیمار صورت گرفته و برای نجات از درد و رنج و تسریع مرگ وی میباشد.
سوءنیت یا قصد مجرمانه در معنی عام آن عمد در ارتکاب جرم است و انگیزه شامل نفع یا ذوقی است که مرتکب را به ارتکاب جرم میکشاند و در مورد هر جرم ممکن است متفاوت و متغیر باشد ولی قصد مجرمانه در هر جرمی مفهومی واحد و ثابت است مثلاً قصد قتل در کلیة قتلهای عمدی، سلب حیات است.
به استناد ماده 268 قانون مجازات اسلامی «چنانچه مجنیعلیه قبل از مرگ، جانی را از قصاص نفس عفو نماید، حق قصاص ساقط میشود و اولیای دم نمیتوانند پس از مرگ او مطالبه قصاص نمایند» لذا زمانی که اتانازی قتل عمدی باشد مرتکب مستوجب قصاص است اما از طرفی بیمار قبل از مرگ خود به پزشک اذن در قتل داده است که وجود اذن قبل از قتل بنا بر نظر مشهور موجب سقوط حق قصاص میشود. البته عدهای از فقها نظر بر عدم سقوط حق قصاص دارند.
لازم به ذکر است امروزه در اکثر کشورها ازجمله ایران به جرمانگاری اتانازی و پیگرد و مجازات قانونی آن تأکید شده و در تعداد معدودی از کشورها مانند هلند، بلژیک، سوئیس و استرالیا نیز بر مجاز بودن آن تکیه شده است. بعضی جوامع نیز با تعیین شرایطی مجازات کیفری آن را کاهش داده و در صورت انجام آن، مرتکب را در قیاس با قتل عمد، مستحق مجازات کمتر و خفیفتری میدانند و در برخی از کشورها همچون کانادا این امر قانونی نگردیده اما با نظارت مراجع قضایی این فعل صورت میگیرد.
- منابع:
- کتاب «مبانی حقوق سلامت»، دکتر شهریار اسلامی تبار، انتشارات مجد، چاپ اول 1395
- مقاله «بررسی فقهی و حقوقی اتانازی»، دکتر محمدجعفر هرندی، فاطمه جبارزاده، فصلنامه مطالعات فقه و حقوق اسلامی، سال هشتم، شماره 27، بهار 1391
